نقشه سایت تماس با ما خانه
تبلیغات

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ، ماه مهمانی خدا مبارک باد
مسابقه و جایزه
بانک اطلاعات مشاغل کشور
محل تبلیغ شما
 
ضرب المثل

شتر دیدی ، ندیدی !!!
چنین حکایت کنند که : روزی سعدی از دیاری به دیاری میرفت و در راه چشمش به زمین افتد . جای پای یک مرد و یک شتر را دید که از جلو او رد شده بودند .
بعد در یک طرف راه ، مگس و طرف دیگر ، پشه دید .
پیش خود گفت : یک لنگه بار این شتر ، عسل بوده و لنگه ی دیگرش روغن .
باز نگاهش به خط راه افتاد . دید علف های یک طرف جاده خورده شده .
پیش خود گفت : یک چشم این شتر کوره بوده ، یک چشم بینا .

از قضا خیال های سعدی همه درست بود و ساربانی که از آنجا گذشته بود ، به خواب رفت و وقتی که بیدار میشود ، میبیند شترش رفته است .
او سرگردان بیابان شد تا به سعدی رسید .
پرسید : شتر مرا ندیدی ؟
سعدی گفت : یک چشم شترت کور نبود ؟
مرد گفت : چرا
سعدی گفت : بارش عسل و روغن بود ؟
مرد گفت : چرا
سعدی گفت : من ندیدم
مرد ساربان که نشانی ها را درست شنید ، ابرو در هم کشید و گفت : شتر مرا تو دزدی ، همه ی نشانیها را هم درست گفتی
بعد با چوبی که در دست داشت ، شروع کرد به زدن سعدی ، سعدی تا آمد بگوید من از روی جای پای او و علامت ها متوجه شدم ، چند ضربه از ساربان تازیانه خورد . وقتی مرد ساربان متوجه حرف های سعدی شد که او شتر را نزدیده راه افتاد و رفت .

سعدی زیر لب زمزمه کرد و گفت :
سعدیا چند خوری چوب شترداران را        تو شتر دیدی ؟ نه جا پاشم ندیدی

 

 


منو

داستان کوتاه
قصه کودک و نوجوان
ضرب المثل
مدل لباس و مو
عکس و سوژه

سایت وفاق
جوک و اس ام اس

 
هر گونه استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع مجاز است

داستان کوتاه |  ضرب المثل |  مدل لباس و مو |  نقشه سایت |  تماس با ما