نقشه سایت تماس با ما خانه
پنجشنبه 18/ شهريور/ 1389
تبلیغات

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ، ماه مهمانی خدا مبارک باد
مسابقه و جایزه
بانک اطلاعات مشاغل کشور
محل تبلیغ شما
 
قصه کودک و نوجوان

لج بازی
داستان و مدل - قصه کودک و نوجوان - لج بازی قصه کودک و نوجوان | لج بازی    | www.100100.ir

یکی بود یکی نبود . پسر بچه ای بود که هی لج بازی می کرد . روزی مادرش می خاست به خانه ی مادر بزرگ برود ولی کودک لج باز نمی خاست به خانه ی مادربزرگش برود .

مادر که دید پسرش خیلی لج باز شده تصمیم گرفت به او نشان دهد که لج بازی کار بسیار بدی است . او را در خانه تنها گذاشت و رفت . نیم ساعت ، یک ساعت و دو ساعت گذشت . پسر خیلی ناراحت شد در این زمان صدای زنگ آمد پسر خیلی خوشحال شد و رفت جلو مادرش و گفت : " مادر من خیلی پشیمانم و دیگر نمی خواهم تو و پدر را ناراحت کنم "

مادر رفت جلو و صورت پسرش را بوسید و گفت : من خیلی خوشحالم که پسرم فهمیده لج بازی کار بدی است .

نوشته ( مادر نمونه ) : مادر ارسلان مرادی

 


منو

داستان کوتاه
قصه کودک و نوجوان
ضرب المثل
مدل لباس و مو
عکس و سوژه

سایت وفاق
جوک و اس ام اس

 
هر گونه استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع مجاز است

داستان کوتاه |  ضرب المثل |  مدل لباس و مو |  نقشه سایت |  تماس با ما